به تدريج و با فرارسيدن فصل هاي گرم سال مسئله بدحجابي در كلانشهر ها افزايش مي يابد. همانگونه که پيش تر ها راقم اين سطور اشاره کرده بود به نظر مي رسد که هوشياري جامعه نسبت به اين مسائل به تدريج در حال کاهش است. اساسا هر پديده و آسيب اجتماعي اگر در طول زمان ادامه پيدا کند مي تواند به تدريج به عرف و هنجار تبديل شود. يعني حتي برخي از ناهنجاري ها مي توانند به عرف جامعه تبديل شوند.

همان گونه که امروز مصرف گرايي ، مدگرايي و... به يک عرف تبديل شده است که براي تغيير آن بايد تمام دستگاه هاي فرهنگي کشور درگير باشند به نظر مي آيد اين احتمال بسيار جدي نيز وجود دارد که مسئله بدحجابي به تدريج به عرف جامعه تبديل شود.
تغيير در عرف جامعه مي تواند چندين دليل مختلف داشته باشد که به نظر مي رسد مهمترين آن نبود عزمي راسخ براي جلوگيري از اين ناهنجاري است. چه مردم و چه مسئولين نبايد حساسيت خود را نسبت به اين مسئله از دست بدهند و نسبت به آن بي تفاوت باشند.
در قصص اسلامي به وضوح تاکيد شده است که گاهي در يک جامعه گناهي رواج پيدا کرده است و در ميان اين جامعه افراد متديني نيز وجود داشته است اما پس از آمدن عذاب تمام اين جامعه دچار شده است چرا که متدينين نيز نسبت به گناه هاي رايج در جامعه هيچ اقدامي انجام نداده اند.

لذا از تمامی شیعیان و بلکه همه مسلمانان محب اهل بیت تقاضا داریم در صورتی که به هر نحوی به این فرد مرتد دست رسی دارند او را به سزای اعمالش رسانده و روانه دوزخ ابدی اش نمایند.
هر داستانی برای خودش یک قصه ای دارد ! این روزها وقتی به خیابان می روم با چشم بسته رانندگی می کنم و ایضاً دانشگاه و صد جای دیگر البته ! منظورم را که می فهمید ؟ درگیری انسان با نفس خویش اگر سفت و سخت شود باعث تنش میان اعضاء و جوارح و منتهی به خود زنی می شود ! حتی اگر نفست به تو بگوید که سنگ فرش های خیابان را ببین در آخر یک چیز دیگری به تو می گوید اگر نفست خیلی مرد است نباید اجازه دهد که تو به خیابان یا دانشگاه بروی و این منطق های از نمی دانم کجا آورده باعث می شود که کمی دچار تشویش وجدان شویم ، حال از بحث و موضوع خیلی دور به دور نشویم ، هدف از بحث این موضوع آن است که با شروع فصولی از سال که آب و هوا مزید بر هوا و هوس می شود از جمله خیابان های شهر که مملو از جمعیت بیکار (!) و البته بد پوشش از جمله برادران و خواهران محترمه که کمی روح انسان را دچار سردرگمی می کند و معلوم نیست که ما در آینده قرار از سر از کجا در بی آوریم …
کناره های پیاده رو را که نگاه می کنی پسرهای بیکار را می بینی که از میان آنها دختران بد پوشش که گمان می کنم اگر درب ساک دستی هایشان را که باز کنی به مقدار کثیری کِرم برخورد می کنیم یا ساده تر بگویم ” کِرم دارند ” با تیکه ها و متلک های آقایون و آقا پسرها مواجه می شوند و اگر خوششان بیاید که لبخند می زنند و اگر بدشان بیاید که دهان را باز می کنند و به مقدار زیادی بد و بی راه بسنده می کنند (!)

واقعاً به نظر شما مقصر چه کسی است یا چه کسانی می توانند مقصر اصلی این واقعیت باشند ؟ مقصر من هستم؟ شما هستید ؟ مسئولین مقصراند ؟ یا همه به نوعی مقصرایم ؟؟؟
شاید شما هم با نظر بنده موافق باشید ، به نظر بنده همه به نوعی مقصر ایم ، کم کاری ها در بخش فرهنگ ، مساجد خالی و هزار چیز دیگر که باعث شده جوان ما از دین و تمایل به دین گرایی خودداری کند که در این بین سهم مسئولین بیشتر از بقال یا نقال سر کوچه است چون آنها ابزار کافی را دارند ، این ابزار پول به مقدار کافی که سهمیه ی منطقی این امر است ولی معلوم نیست سر از کجا در می آورد ، هنرمندان ، ورزشکاران و کسانی که به نوعی الگوهای جامعه به شمار می روند از ابزارهای مسئولین در بحث ایجاد بسترها برای رفع بد حجابی های جامعه است اما بی رغبتی در مسئولین تا کجا ؟؟؟ آنها نتوانستند شهدا را که به حق بهترین الگوهای جامعه ی ما هستند را با کمترین هزینه که نه نیاز بود مثل هنرمندان سینما و بازیکنان یک تیم دولتی دستمزد میلیاردی بدهند نه نیازی بود نق و نوق های بعد از قراردادهایشان که دستمزدشان دیر می شد یا نمی شد را تحمل کنند به جامعه از ابعاد وجودی آنها تزریق کنند .
از نظر شخصی احساس می کنم که تمام مسئولین در این قضیه به نوعی کوتاهی می کنند و هر ارگان یا دستگاهی با هزار دلیل که از پشت کوه می آورند این بار را از دوش خود برمی دارند و امیدواریم که خدا از سر همه ی تقصیرات ما بگذرد ، انشاءالله .

